يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

8

رياض الادويه ( فارسى )

شاه طهماسب اوّل و شاه اسماعيل دوم و شاه عباس كبير . مىگويند وقتى در سال 1000 ق . كوكبهء شاه عباس مىگذشت در راه حكيم شفايى از مقابل مىآمد . شاه عباس خواست كه براى احترام او از اسب پياده شود ، اما شفايى وى را از اين امر باز داشت . با اين حال امرا و اعيان حكومت كه هم‌ركاب او بودند ، از اسب‌هايشان پياده شده ، به ادب ايستادند . صاحب شمع انجمن و مؤلف سرو آزاد هر دو اين حكايت را به تفصيل آورده‌اند . ( نك : شمع انجمن ، ص 226 ؛ سرو آزاد ، ص 47 ) و باز به قول همين‌ها شاه عباس اغلب به منزل حكيم ركناى كاشى براى ملاقاتش مىرفته است . ( نك : شعر العجم ، ج 3 ، ص 4 ) از طرفى با توجه به اين كه بخشى از عمر يوسفى در هند گذشته ، بىفايده نخواهد بود كه قبل از پرداختن به سيرت علمى و عملى وى ، نيم نگاهى هم به وضعيت هند در اين دوره داشته باشيم . در هند دورهء اسلامى ، رفتار سلاطين دهلى با پزشكان و خانواده‌هايشان آن قدر فياضانه بوده است كه مجلدات وقايع و سوانح مثل مآثر الكرام ، مآثر رحيمى ، مآثر الأمرا ، توزك بابرى ، توزك جهانگيرى ، آئين اكبرى ، منتخب التواريخ ، پادشاهنامه ، سير المتأخرين و غيره از ذكر آن مشحون است . سلاطين هند اسلامى پزشكان را بر حسب مراتبشان مواجب هنگفت مىداده‌اند . مناصب پزشكان « ده هزارى » و « بيست هزارى » بوده است و در جشنهاى شاهانه هزاران هزار روپيه به عنوان انعام به آنان داده مىشد . در اين باب نكتهء قابل توجه اين است كه بسيارى از پزشكان كه از ايران به هند اسلامى مىآمدند ، همان جا متوطن گرديده و بعضى از ايشان كه به ميهن خود باز مىگشتند نيز مورد التفات قرار مىگرفته‌اند . يكى از آنان حكيم ركناى كاشى است كه وقت مراجعت خلعت و پنج هزار روپيه به عنوان انعام دريافت كرد ، و بعد هم تا حيات داشته از فياضيهاى شاهانهء شاه جهان تمتّع مىيافته است . در اين باب اسم حكيم داود هم مخصوصا قابل ذكر است كه بنا بر قول صاحب مطرح الأنظار ( ج 1 ، ص 363 ) از هندوستان آن‌چنان مال و مكنت حاصل كرد و در مراجعت به اصفهان مسجد جامعى بنام « مسجد حكيم » بنا كرد كه تا امروز از آثار عاليه به شمار مىرود . سلاطين هند اسلامى كه نسبت به پزشكان ، اين قدر رعايت احترام مىنمودند